برچسب:
نویسنده: آریا عباسیان
تو را با تمام بیناییم فهمیدم.
تو را با تمام داشته هایم داشتم.
تو که در تمام نبودها بودی.
در تمام معنی ها مرده ای
تویی که هیچگاه به معنی حقیقی تو نبود!
تو که «شاید» در مرگ خلاصه شوی!
تویی که هزاران شاع
برچسب:
نویسنده: آریا عباسیان
شخصیت گنگی داشت، با اینحال حزین پیرو بود.
متفاوت بود اما با اولین دیدار ترکیب بی نقصی از بزرگان تاریخ جهان پدیدار میشد.
شخصیت گنگی داشت، با اینحال پیچیده نبود.
متفاوت بود اما مادرش چند باری نصیحتم کرد
برچسب:
نویسنده: آریا عباسیان
برچسب:
نویسنده: آریا عباسیان
ماه ها پیش موضوعی پیش کشیدی...
یک جنین...
بیبی چک منفی بود اما احساسش می کردی..!
و شکمت هر ماه آشکارا بزرگ و بزرگ تر میشد، گرچه سونوگرافی هم چیزی نشان نمیداد.
از نظر پزشک، وضع سلامتت کاملا تحت کنترل ب
برچسب:
نویسنده: آریا عباسیان
می دانم تمام جزئیات را تعریف نکردم، تا همین جا که پیرزن و چهار پسر گستاخش مرا لو ندادند کافی ست! ماه ها بود ک در رکود اتاق جاری بودم.تنفر کسانی که حتی یک بار هم مرا دیده بودند را دورادور لمس می کردم
برچسب:
نویسنده: آریا عباسیان
کتاب را بستم و دستی بر تصویر پشت جلد کشیدم. نگاهی به اطراف انداختم. همه چیز تغییر کرده بود. تنها چیزی که ثابت بود من بودم، خودپرستی بی حد مرزم بود و تن گرسنه ام!همراه جدیدِ سگ مستم بر مبل لم داده بود
برچسب:
نویسنده: آریا عباسیان